[Flash 9 is required to listen to audio.]

Alp story

[Flash 9 is required to listen to audio.]

بر پا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن (۳)

چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست
به رای مشت توست
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی

چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست
به رای مشت توست
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی

هم‌پاییم، هم‌راهیم، هم‌رزمیم، هم‌سازیم
جان بر کف، برخیزیم، برخیزیم، پیروزیم
برپاخیز از جا کن، بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن، بنای کاخ دشمن

به هر کجا نشان ز ثروت است
ز حاصل تلاش کارگر است
زمین غنی ز رنج برزگر
ز همت‌اش شود ز دانه خرمنی
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی

اگر شود صدای ما یکی
ز خشم خود شرر به پا کنیم
بنای صلح جاودان نهیم
به پای خلق، چو جان خود فدا کنیم
به پا شود قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی

هم‌پاییم، هم‌راهیم، هم‌رزمیم، هم‌سازیم
جان بر کف برخیزیم، برخیزیم پیروزیم
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن

[Flash 9 is required to listen to audio.]

بعثت خون 10

السلام علیک یا اباعبدالله

[Flash 9 is required to listen to audio.]

لالایی گل نی نی …

خوابای خوب ببینی …

روی ابرا بشینی …

[Flash 9 is required to listen to audio.]

این قرائت آیات 191 الی آخر سوره آل عمران از استاد شاطری است.. قرائت شور انگیز که گاه به گاه قطع می شود و با گریه او همراه می شود… بشنوید و صلوات بفرستید

[Flash 9 is required to listen to audio.]

تصنیف ریشه در خاک

شهرام ناظری

آلبوم امیرکبیر

[Flash 9 is required to listen to audio.]

امید دل من کجایی

سالار عقیلی

[Flash 9 is required to listen to audio.]

“La Petite Fille de la Mer” by Vangelis

[Flash 9 is required to listen to audio.]

وقتی گریبان عدم ، با دست خلقت می درید/ وقتی ابد چشم تو را ، پیش از ازل می آفرید// وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید/ وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید// من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی// یک آن شد این عاشق شدن ، دنیا همان یک لحظه بود/ آن دم که چشمانت مرا ، از عمق چشمانم ربود// وقتی که من عاشق شدم ، شیطان به نامم سجده کرد/ آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد// من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی// من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر/ چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر// آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود/ دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود// من عاشق چشمت شدم

[Flash 9 is required to listen to audio.]

In a Village

By: Ippolitov-Ivanov